امسال عید رو در کنار سواحل نیلگون خلیج فارس گذروندم،یعنی چاره ای نبود!، همکاران بنده همگی متاهلند و بر هر متاهلی واجب است که عید در کنار خانواده اش باشد،لذا بنده یه لاقبا جور بقیه را کشیده و تا ده فروردین در عسلویه خواهم ماند.
اما این اقامت اجباری تا اینجاش خیلی هم بد نبوده، حداقلش اینه که فهمیدم چقدر این مملکت آدم کس مغز داره!(شرمنده که بی ادب شدم، ولی هر چی فکر کردم واژۀ بهتری که حق مطلب رو ادا کنه به نظرم نرسید!) آخه به آدمی که عید زن و بچه اش رو میاره عسلویه قاطی یه مشت عرب کس مغز(ضمن عذر خواهی از عرب های غیر کس مغز، بازم شرمنده!) چه لقب دیگه ای میشه داد؟
به خدا من الکی قضاوت نمیکنم،فک کن! عرب های اینجا از صبح اول وقت میرن دریا و بوق سگ با چهارتا ماهی بر میگردند که اگه بتونن همشو بفروشند 10000 تومن گیرشون میاد، اما وقتی بهشون میگی : آقا جون بیا این 50000 تومنو بگیر و ما چهار نفرو (چهار تا مرد،بدون هیچ جماعت مونثی!) با قایق ببر یه گشتی توی دریا بزنیم،میگن: نه، بی ناموسی میشه!!! حالا به نظر شما کسی که این همه جای قشنگ این مملکتو ول میکنه و عید خانواده اش رو میاره عسلویه،لایق چه لقبیه؟ تازه بو گند گاز ترش و هوای آلوده اش هم پیشکش!!!
البته دیشب من متوجه شدم عسلویه جاذبه های گردشگری هم داره و برای اینکه دوستان حالشو ببرن عکس ارگ عسلویه را تقدیم میکنم! فقط لازمه توضیح بدم که این یه تیکه از ارگش نیست ها!همشه!!! حالا شما چه قضاوتی میکنین؟منکه فکر میکنم اینا یا نمیدونن ارگ چیه،یا حاکمشون خیلی تخمی بوده!!!(بازم شرمنده)

تازه اینکه اینجا هتل خصوصی هم نداره، بماند! و مردم مجبورند شب با زن و بچه شون لب دریا و ایضاً توی خیابون بخوابند.
بهرحال هر کدومتون تصمیم گرفتید تشریف فرما شوید، قدمتون بر روی چشم اما هیچ تضمینی نمیدم که جزو جماعت فوق محسوبتون نکنم!!!
پ.ن: دلقک و ماهی عزیز، بیصبرانه منتظر حضور سبزتون هستم، نگران هم نباشید! شماها عسلویه نیومده هم،واجد شرایطید!!!
